مرتضى راوندى
418
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
لعبت شاخ ارغوان طفل زبان گشادهبين * ناوك « 1 » چرخ گلستان غنچه بىدهن نگر تا گل پادشاه وش تخت نهاد در چمن * لشكريان باغ را خيمهء نسترن نگر هين كه گذشت وقت گل سوى چمن نگاه كن * روح نصيب صبح بين ابرِ گُلابزن نگر منطق الطير يكى از آثار عطار ، منظومهايست مشتمل بر تمثيلات و استعارات بهصورت حكايات ، در حدود 4600 بيت ، موضوع آن جستجوى مرغان ، براى يافتن يك پرندهء افسانهيى به نام سيمرغ است ؛ مراد از پرندگان ، صوفيان و سالكان راه حق و مراد از سيمرغ وجود خداوند و حق و حقيقت است . بنابر معمول ، اين كتاب با حمد و ثناى پروردگار آغاز مىشود . . . اجتماع پرندگان كه در حدود سيزده نوع آن ، يكايك مورد خطاب واقع شدهاند - در اين انجمن ، مرغان تصميم مىگيرند كه براى طى طريق و رسيدن به سر منزل مقصود ، خود را تحت رهبرى هادى و راهنماى قرار دهند ؛ و هدهد را كه در نقش پيك ، از سوى سليمان به كوى بلقيس ، ملكه سبا نامه برده ، بدين سمت انتخاب مىكنند ، هدهد براى مرغان به تفصيل سخن مىگويد و نظر خود را دربارهء نخستين تجلى اسرارآميز حقيقت به شرح ذيل پايان مىدهد : ابتداىِ كارِ سيمرغ اى عجب * جلوهگر بگذشت در چين نيمشب در ميان چين فتاد از وى پرى * لاجرم پرشور شد هر كشورى هركسى نقشى از آن « پر » برگرفت * هركه ديد آن نقش ، كارى درگرفت هست آن « پر » ، در نگارستان چين * اطلبُوا العلم و لو بالصيّن ببين گر نگشتى نقش پَرِّ او عيان * اينهمه غوغا نبودى در جهان چون نه سر پيداست وصفش را نه بُن * نيست لايق بيش از اين گفتن سخن عذر مرغان : همينكه براى يافتن سيمرغ تصميم گرفته شد ، مرغان جملگى عذر تراشى مىكنند ، عذر بلبل ، عشقورزى به گل است ، عذر طوطى آنست كه بهخاطر زيبائيش در قفس محبوس است . . . همهء اين بهانهها نظير معاذيريست كه بنى نوع بشر براى دنبال نكردن امور روحانى مىآورند ، هدهد يكايك آنها را به نيروى منطق خود پاسخ مىگويد . . . در طى سفر روحانى هدهد براى مرغان ديگر ، راه پرخطرى را كه براى رسيدن به پيشگاه سيمرغ بايد بپيمايند ، توصيف مىكند و به نقل قصّهء دراز « شيخ صنعان » كه دلباخته دختر ترسايى شد و رنجها و ملامتها كشيد ، مىپردازد . . . سرانجام مرغان تصميم مىگيرند به هدايت هدهد براى يافتن سيمرغ پروبال بگشايند ، ولى ديرى نمىپايد كه
--> ( 1 ) . نوعى تبر كوچك و شيار و هرچيز توخالى را ناوك گويند